أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

168

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

امراى صف‌آراى صفوف لشكر گيتىگشاى را آراسته بودند و فتح مبين را از فتّاح « ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ » « 1 » خواسته شاه دين‌پرور چون حفظ خالق قضا و قدر سر تا پاى لشكر را رسيد و يك‌يك از بهادران صفدر را دلدارى [ 211 ] داده به مفرّح ياقوت نوش‌پرور قوّت دل و جگر گرديد . از آن جانب نيز مخالفان به طريقى كه ايشان را لايق و درخور باشد بحر پهناور لشكر خود را كه از سى هزار بيشتر بود ترتيب نمودند و به قدر امكان و مقدار توان در آرايش آن لشكر هزيمت‌اثر فزودند « 2 » . مثنوى نگويم دو لشكر كه محكم دو شهر * ز تير و تبر باره‌اش بهره‌ور بناهاى ديوارش آهن نهاد * عيان گشته زان وصف ذاتِ الْعِمادِ « 3 » كه آمد در آن باره بهر عروج * قوايم ستون و مراكب بروج و چون از طرفين صف‌ها آراستند و به قدوم كينه‌ورى به قصد يكديگر برخاستند « 4 » جمعى از مردان روز هيجا كه به مردافكنى شهره بودند ، در همه از لشكر همايون جدا شدند و به قاعده‌اى كه در قراولى معهود بود به جانب لشكر اعداء در حركت آمده عنان جلادت به قائد سعادت سپرده توجّه نمودند . از آن جانب نيز جمعى كه به زور سرپنجهء شجاعت افسانه و در ضرب شمشير و تير در ميانهء ايشان نشانه بودند به مقاومت غازيان مبادرت جسته پيش راندند و دست جرأت بر اسباب جنگ برده از گريبان جان افشاندند مكاتيب تير كه به دست دبير شست نگاشته شده بود از دو طرف روان كردند . و مضمون آن مكتوب كه هركس را خطى به خون بود ، خاطرنشان گرديد . غازيان نامهء تير دشمنان را حرز جان و خطّ امان مىخواندند و اعداى [ 212 ] كوردل از خواندن مضمون آن به جان

--> ( 1 ) . ذاريات ( 51 ) آيهء 58 . « اوست صاحب نيرويى سخت استوار » . ( 2 ) . نسخه : فزود . ( 3 ) . اشاره به آيهء 7 از سوره فجر ( 89 ) است كه مىفرمايد إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ ، يعنى با ارم كه ستونها داشت ( ارم نام قومى است كه فرمان خداى نبردند . بعضى گفته‌اند كه همان قوم عاد است . نيز به معنى شهر قوم عاد ، هم آمده است ، بنايى كه يكى از فرمانروايان قوم عاد موسوم به « شداد » بنا كرده بود . ( 4 ) . نسخه : برخاست .